![]() |
![]() |
|
|
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 17:18 توسط بهاره |
|
|
و من به حرمت نگاه تو سکوت می کنم و در سکوت لحظه های خود زنده می شوم به یاد نورو عشق و زندگی سجده می کنم به پیشگاه حرفهای تو و تو سکوت می کنی ومن به حرمت سکوت تو حرف می زنم برای تو ولحظه های مرده ای که به حرمت نگاه تو سکوت کرده ام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 4:39 توسط بهاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی عجب رنگی گرفته صدای تلخ بودن باور تلخ باطلها
خداوندا امشب من و تو و تنهایی که هر سه در تنهایی خود دیرینه ایم. به تو دل بستم چرا که خورشید از تو نور می گیره و تو هم می تونستی دلم را با پرتوی خویش گرما ببخشی. اما نمی دونم چرا منو با شادمانی بیگانه کردی؟ چرا خواستی تنها به کنج غم بشینم؟ تو خسته از منی و من خسته از تنهایی. آغاز میکنم فصل دیگر بردن را افسوس که عمر من یک فصل بیشتر ندارد.بهار وتابستان ندارد و تنها خزان است .... |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|